ads

سلام به همه

بعد از 43روز کارورزی در یک مرکز پرروش ماهی خاویاری شکر خدا تموم شد. فکر کنم آخرین کسی باشم توی کلاسمون که کارورزیش تموم شده باشه.

چند روز دیگه نتیجه جایی که بچه ها قبول می شن میاد امیدوارم از بچه ها هر کی هرجا که دلش میخواد قبول شه.

یه چند تا خلاصه وار یادی از گذشته کنکوری می کنیم.

یادش بخیر فکر درست کردن خلاصه جزوه های ارشد در قالب G5 توسط احمد

یادش بخیر کنار کشیدن من از این گروه(دلیلم این بود خود فرد باید جزوه ها رو خلاصه کنه و حداقل یه بار چشمش به جزوه یا کتاب بخوره و خلاصه نویسی فرد دیگه وقتی موثره که خودت حداقل یک بار اونو خونده باشی)

یادش بخیر همت بچه ها و به پایان رسیدن اون

یادش بخیر صحبت های بچه ها توی سلف درباره ی همگن یا ناهمگن بودن زوائد پیلوریک گونه های کفال و تعداد این زوائد

یادش بخیر صحبت های سعید اسماعیل پور می گفت این کتاب رضا عسگری ... رو بخون من هم که می خوندم ول می کردم

یادش بخیر اون خوندن ها

یادش بخیر اون برف و سرما

یادش بخیر خبر احمد روز سه شنبه که گفت زمان امتحان عوض شد

یادش بخیر دفاع پایان نامه بچه ها روز چهار شنبه به ویژه سعید(پسرایی که دفاعش بودن یه مرور کنن چی رو برگه ها می نوشتن)

یادش بخیر روز امتحان که نایلون سوالا پاره نمی شد

یادش بخیر سوالای ماهی شناسیو گرمابی

یادش بخیر شبش که رفتم خونه ی احمد

یادش بخیر تا حدود 4صبح درباره ی سوالا صحبت می کردیم

یادش بخیر جنگیدن برای بیاد اوردن سوالا

یادش بخیر تلقن احمد که گفت رتبم 20شد

یادش بخیر دوباره زنگ زد گفت رتبم 2شد

یادش بخیر رفتم کافی نت رتبمو که دیدم هم ناراحت شدم و هم خشکم زد 27

یادش بخیر پیام های بچه ها که دلگرمی می دادن

یادش بخیر تلفن سهیل که از من بیش تر خوشحال شده بود

یادش بخیر جوابیه سوالا

یادش بخیر پاسخنامه ی من که یکی از سوالایی که درست جواب دادم رو برام گزینه ی 5 زدن

یادش بخیر انتخاب دانشگاه

یادش بخیر مشورت آخر با دکتر رحمانی

یه یادش بخیر دیگه در راهه



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 | 20:43 | نویسنده : محمد اسدی |
برخلاف کشور ما که هرچی واسه سلامتی خوبه تبلیغات منفی روش میشه اونوری ها واسه سلامت مردمشون اهمیت قائل میشن و حاضرن که چه کارا که نکنن:

کارشناسان در یک تحقیق بسیار منحصر به فرد حقیقت واقعی بخش‌هایی از بدن حیوانات مختلف را که از آنها در ساخت سوسیس، کالباس و انواع ناگت‌ها استفاده می‌شود نشان داده‌اند تا به مردم جهان در خصوص مصرف این نوع فست فودها هشدار بدهند.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 13:46 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |

پروتون جان!

یک وقت تو را دلسرد نکند

بچه مثبت شنیدن از الکترون های حسود...

تو همیشه مثبت بمان

یادَت که نرفته...؟تو در قلبِ هسته جای داری...



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 | 0:5 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |
صيد ماهي از 300 هکتار از شاليزارهاي گيلان از روز سه شنبه هفته گذشته آغاز شد.
    300 شاليکار گيلاني از اواسط ارديبهشت 360 هزار قطعه انواع بچه ماهيان گرمابي را در شاليزارهايشان رها کردند که پس از يک دوره 3 ماهه از سه شنبه هفته گذشته صيد اين ماهيان را آغاز کردند.
    ابراهيم بيگ تن معاون آبزي پروري شيلات استان پيش بيني کرد: کشاورزان گيلاني با صيد 300 تن ماهي از شاليزارهاي خود 15 ميليارد ريال درآمد کسب کنند. ماهيان گرمابي پرورش داده شده در شاليزارهاي گيلان از گونه فيتوفاک، بيگ هد، آمور و کپور است.
    بررسيها نشان مي دهد از 238 هزار هکتار شاليزارهاي گيلان 15 هزار هکتار مستعد پرورش با هم برنج و ماهي است. افزايش درآمد کشاورزان، مبارزه بيولوژيکي با آفات و علفهاي هرزه شاليزارها، افزايش توليد پروتئين و ايجاد فرصت هاي شغلي از مهم ترين مزاياي پرورش با هم برنج و ماهي در شاليزارهاي گيلان است. صيد ماهي در شاليزارهاي گيلان تا مهرماه ادامه دارد.

روزنامه كيهان، شماره 20846 به تاريخ 25/5/93، صفحه 7 (شهرستان ها) 



تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 19:8 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |
پسرک پدر بزرگش را تماشا می کرد که نامه ای می نوشت.از پدربزرگش پرسید:ماجرای کارهای خودمان را می نویسید؟درباره من می نویسید؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخندزنان به نوه اش گفت:
درست است درباره تو می نویسم اما مهم تر از آن مدادی است که با آن می نویسم.می خواهم وقتی بزرگ شدی شبیه این مداد شوی.
پسرک با تعجب به مداد نگه کرد و چیز خاصی در آن ندید و گفت:این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام
پدر بزرگ!بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی.در این مداد 5 خاصیت هست که اگر به دستشان بیاوری تا آخر عمرت میتوانی با آرامش زندگی کنی
ویژگی اول:با مداد می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تورا هدایت می کند.اسم این دست خداست.او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
ویژگی دوم: گاهی باید از آنچه مینویسی دست بکشی و از مدادتراش استفاده کنی.این کار باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما در نهایت نوکش تیزتر میشود .پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی زیرا این ها باعث میشود انسان بهتری شوی
ویژگی سوم: مداد همیشه اجازه میدهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم پس بدان که تصیح کاری اشتباه کار بدی نیست.درواقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگه داری مهم است.
ویژگی چهارم: چوب یا شکل ظاهری مداد مهم نیست زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است پس همیشه مراقب درونت باش تا بفهمی چه خبر است.
ویژگی پنجم: همیشه اثری از خود به جا میگذارد.بدان هر کاری که در زندگی ات میکنی ردی به جا میگذارد پس سعی کن نسبت به انجام هر کاری هوشیار باشی و بدانی چه میکنی.

از طرف خانم قلی زاده



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 | 16:43 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |

یادش بخیر 4 سال پیش تو همچین روزایی بود که همه دنبال انتخاب رشته بودن. بعضی ها انتخاب 70، 80ام شون شیلات بود! ولی قسمت بود بیان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری که شاید تا یک هفته قبلش نه اسمش رو شنیده بودن و نه روحشون خبر داشت قراره 4 سال از عمرشون رو بین مثلث سلف، خوابگاه، کلاس این دانشگاه بگذرونن...


موضوعات مرتبط: یادش بخیر
برچسب‌ها: یادش بخیر

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 | 1:24 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |

مردی با اسب و سگش در جاده ای راه می رفتند . هنگام عبور از کنار درخت عظیمی ، صاعقه ای فرود آمد و آنها را کشت . اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت . گاهی مدت ها طول می کشد تا مُرده ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند .
پیاده روی درازی بود، تپه بلندی بود ، آفتاب تندی بود ، عرق می ریختند و به شدت تشنه بودند . در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز می شد و در وسط آن چشمه ای بود که آب زلالی از آن جاری بود .
رهگذر رو به مرد دروازه بان کرد: « روز به خیر ،اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است ؟ »
دروازه بان : « روز به خیر، اینجا بهشت است . »
« چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه ایم . » 
دروازه بان به چشمه اشاره کرد و گفت : « می توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می خواهد بنوشید . »
اسب و سگم هم تشنه اند.
نگهبان: واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است .
مرد خیلی ناامید شد ، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد . از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد . پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه ای رسیدند . راه ورود به این مزرعه، دروازه ای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز می شد .
مردی در زیر سایه درخت ها دراز کشیده بود و صورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت : « روز به خیر » 
مرد با سرش جواب داد.
«. ما خیلی تشنه ایم.، من ، اسبم و سگم » 
مرد به جایی اشاره کرد و گفت : « میان آن سنگ ها چشمه ای است . هرقدر که می خواهید بنوشید » 
مرد ، اسب و سگ ، به کنار چشمه رفتند و تشنگی شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد . مرد گفت : هر وقت که دوست داشتید، می توانید برگردید.
مسافر پرسید : « فقط می خواهم بدانم نام اینجا چیست ؟ » 
« بهشت »
« بهشت ؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است » 
« آنجا بهشت نیست، دوزخ است . » 
مسافر حیران ماند : « باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می شود » 
کاملأ برعکس ؛ « در حقیقت لطف بزرگی به ما می کنند . چون تمام آنهایی که حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند ، همانجا می مانند » 

پائولو کوئیلو ، بخشی از کتاب « شیطان و دوشیزه پریم »



تاريخ : جمعه هفدهم مرداد 1393 | 16:28 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
 شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

 

         شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

 استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

        استاد پاسخ داد: "البته"

 شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
  استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

      شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

  مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد..." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

     استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

  شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

 در آخر مرد جواناز استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

 زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد... اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

 و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد.. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.

   نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش کسی نبود جز ، آلبرت انیشتن 



تاريخ : جمعه هفدهم مرداد 1393 | 16:6 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |
جنجال اجبار یک ماهی به کشیدن سیگار!

خبرگزاری ایسنا: گروهی از ماهیگیران در اقدامی بی‌رحمانه یک ماهی را مجبور به کشیدن سیگار کرده و فیلم آن را در اینترنت بخش کردند که این اقدام آنها اعتراض شدید مردم را برانگیخت. دراین ویدیو صدای خنده ماهیگیریان در حالی که سیگاری در دهان یک ماهی فرو کرده و آن را مجبور به سیگار کشیدن می‌کنند، شنیده می‌شود. جنجال اجبار یک ماهی به کشیدن سیگار! بینندگان این ویدیو با ابراز خشم خود از این اقدام غیرانسانی از گروه‌های فعال حقوق حیوانات خواستند تا با این حرکت غیرانسانی برخورد کنند. یکی از بینندگان این ویدیو در زیر لینک انتشار آن نوشته: من خودم هم ماهیگیر هستم اما این اقدام نوعی بی‌احترامی و توهین به طبیعت است. البته هنوز مشخص نیست این ویدیو در کجا ضبط شده اما به نظر می‌رسد این ویدئو روز گذشته در اینترنت بارگذاری شده است.

 



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 | 23:3 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |
سال تحصيلي جديد دانشگاه ها براساس تقويم آموزشي مصوب وزارت علوم از 15 تا 22 شهريور در کشور آغاز مي شود.

دکتر عبدالرحيم نوه ابراهيم، مدير کل دفتر برنامه ريزي آموزشي وزارت علوم با اعلام اين خبر به ابلاغ تقويم آموزشي سال تحصيلي جديد به دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: سال تحصيلي جديد دانشگاه ها با حضور 4 ميليون و 500 هزار دانشجو از نيمه دوم شهريورماه در کشور آغاز مي شود.

وي درباره اختيار دانشگاه ها در اين باره، اظهار کرد: دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي مي توانند شروع سال تحصيلي خود را بر اساس ملاحظات زماني و مکاني به مدت يک هفته زودتر يا ديرتر از زمان مذکور تعيين کنند. وي افزود: هر ترم سال تحصيلي جديد 18 هفته به طول مي انجامد که 16 هفته آموزشي و دو هفته فرجه امتحاني است. به گفته مدير کل دفتر برنامه ريزي آموزشي وزارت علوم، براي نيمسال دوم طوري برنامه ريزي کرده ايم که نيمسال دوم بهمن ماه آغاز شود و در خرداد ماه پايان يابد.

روزنامه ايران، شماره 5707 به تاريخ 12/5/93، صفحه 4 (اجتماعي) 



تاريخ : دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 | 4:59 | نویسنده : احمد نصرتی موفق |
ads
.: Weblog Themes By VatanSkin :.